سلام، خسته نباشید.

-لطفآ خودتونو به طور کامل معرفی کنید؟

بسم الله الرحمن الرحیم، من سید هادی حسینی فضل علی متولد 1342 مشهد

-چرا این رشته رو انتخاب کردین، آیا دلیلتون تنها علاقه بوده ؟

نه، واقعیتش من ریاضی رو دوست داشتم اما نه اینکه بخوام در رشته ی ریاضی ادامه تحصیل بدم ولی به هر حال جزء یکی از انتخابای کنکورم بود، در این رشته قبول شدم و ادامه دادم اما ترجیح می دادم در یکی از رشته های مهندسی ادامه تحصیل بدم.

-دقیقآ در چه رشته و دانشگاهایی درس خوندین؟

رشته ی ریاضی محض مقطع کارشناسی دانشگاه بیرجند، رشته ی ریاضی محض گرایش آنالیز دانشگاه صنعتی شریف و دکترا هم در رشته ی آنالیز تابعی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد.

-با توجه به دانشگاهی که در اون درس می خوندین می تونستین مهندسی در دانشگاه دیگه بخونین؟

آره می تونستم اما وقتی وارد رشته ی ریاضی شدم ادامه دادم و اینکه بخوام باز تغییر رشته بدم و از این رشته به رشته ی دیگه برم با توجه به مسائل سربازی و مشکلات دیگه فکر کردم بهتره همین رشته ی ریاضی رو ادامه بدم.

-منطق زیباتره یا احساس؟ ازدید یه استاد ریاضی؟

(بدون مکث) منطق،بلاخره همین طور که می دونین منطق زبانی از ریاضیه که راحت می شه حرفها رو با منطق یعنی با کسی که منطقی باشه بیان کرد.

-یعنی منطق همه جا جواب میده؟

نه متاسفانه، ای کاش همیشه جواب میداد ولی گاهی اوقات اینجوری نیست مثل اینه که ما نخوایم قبول کنیم( با اشاره به لامپ اتاق) این لامپی که روشنه، روشنه. اگه نخوایم قبول کنیم هیچ منطقی پاسخگوی این نیست که بتونه توجیه کنه این لامپ روشنه.

-به خاطر منطقی بودن تا بحال به مشکل بر نخوردین، توی زندگی؟

زیاد، بلاخره همیشه پاسخگو نیست.

-تلخ ترین شکست زندگی؟

شاید اون موقع عدم قبولی در دکترای دانشگاه تربیت مدرس بود که برای دو نمره ی زبان رد شدم نه اینکه از نظر ریاضی مشکلی داشته باشم منتحی اولین سالی بود که دانشگاه تربیت مدرس زبان گذاشت و ما هم که آمادگی نداشتیم تا رفتیم سر جلسه دیدیم زبان عمومی اضافه شده و به هر حال دو نمره ی زبانو کسب نکردم و به حد نسابی که باید نرسیدم و شاید هم صلاح بود اینطوری بشه، به نظر من در اون مقطع یه شکست بود و همین طوری که می دونین هر شکست مقدمه ی یه پیروزیه. ولی این اتفاق کلآ مسیر زندگیمو عوض کرد.

-با شنیدن این شعر اولین چیزی که به ذهنتون می رسه بیان کنید؟ من اگر برخیزم، تو اگر برخیزی، همه برمی خیزند

خوب اینطوری دنیامون درست میشه کشورمون درست میشه .

-حافظ یا سهراب؟

(بی معطلی) حافظ

-یعنی با سهراب موافق نیستین ؟

نه شعر نو زیاد دوست ندارم، طرفدارش نیستم نه اینکه بدم بیاد زیاد نمی خونم.

-یه بیت از حافظ؟

الا یا ایها الساقی ادر کآسا و ناول ها           که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها

-نظرتون راجع به نمرات مبانی ریاضیات چی بود؟

خب  من انتظار بیشتری داشتم چون درس مبانی رو سخت نگرفتیم ، درس دادیم و مسائل بیشتر حل شده بود و در کل خوب بود؛ الحمدالله به تعداد افرادی که پاس کردن بنا به اینکه از 32 نفر دانشجو فقط 7 نفر افتادن نسبت خیلی خوبیه برای درسی مثل مبانی ریاضیات.

-آیا براتون نمرات قابل تصور بود؟

بله، یعنی امکان نداشت و واقعآ هم نداریم جایی که توی درس مبانی ریاضیات 100درصد قبولی داشته باشیم، هر چی هم ساده بگیریم بازم... نه اینکه دانشجو ضعیف باشه نه دانشجوها ضعفی که دارند نمی تونند چیزهایی رو که بلدن یعنی اطلاعاتشونو روی کاغذ بیارن شاید اگه امتحانو شفاهی  بگیریم  مطمئنآ همه پاس می کنن چون منظورشونو هر طوری باشه می رسونن اما چون نمی تونن به صورت کتبی ارائه بدن نمره نمی یارن و جای تآسف داره که ملاک برای ما این ورقه است و ان شاء الله در آینده تغییراتی توی این مورد اعمال بشه.

-تصورتون راجع به ریاضی (2)؟

درس بسیار ساده ایه، انتظارم اینه که 100درصد پاس کنن.

-جالب ترین خاطره ؟

شاید جالب ترین خاطره مربوط به اولین باری باشه که می خواستم سر کلاس برم برای حل تمرین توی دانشگاه صنعتی شریف،تمرین ها از قبل مشخص شده بود! من وقتی وارد کلاس شدم چون در اونجا جمعیت های خیلی زیادی توی یه کلاسن و حالت سالن آمفی تئآتر بود، رفتم داخل  کلاس دیدم نزدیک 400 نفر توی سالن نشستن و قراره من براشون تمرین حل کنم و اصلآ جرآت نکردم پای تخته برام کنار یکی از دانشجوها نشستم و تصمیم گرفتم خودم کلاسو تعطیل کنم و گفتم بچه ها استاد نمی یاد پاشین برین!!!!!! و بعد هم با استاد صحبت کردیم که دانشجوهارو کم کنن که یکمی از استرس اولمون کم بشه!

-اولین باری که در زمان دانشجویی رفتین پای تخته؟

شاید اولین دفعه در درس جبر خطی بود، چنان هول شده بودم که هیچی نتونستم بنویسم یعنی طوری بود که احساس می کردم تخته عقب جلو میره، خیلی سخت بود، اما باید بلاخره از یه جا شروع کردو تمرین زیاد باعث شد که این احساس کم و کم تر بشه.

-علاقه ای به اردوهای دانشجویی دارین؟

 بله، خیلی اما متآسفانه شاید بشه گفت یکی از ضعف های رشته ی ریاضی همینه که توی سر خط این رشته هیچ اردویی گنجونده نشده و چه خوبه که مسئولین توی این زمینه هم فکری داشته باشن و برای تغییر روحیه دانشجوها یک سر فصلی باز کنن که مجوزها و بودجه ها مشخص شه که بچه ها از این بابت به مشکلی برنخورن.

-شما هم به اردوی ما دعوت شدین تشریف میارین؟

باشه، ان شاء الله به شرطی که با خونواده بیام.

-وظیفه ی امثال ما در مقابل جامعه ریاضی ؟

درس بخونین، حالا که این رشته رو انتخات کردین وقتتوننو از دست ندین علاوه براین من معتقدم دوران دانشجویی یکی از شیرین ترین دوران هاست.

-وبلاگ ما رو دیدین؟ فقط یه بار، راستش زیاد نه

آخرین جمله؟ موفق باشید

متاسفانه  جناب استاد حسینی به دلیل کلاس هایی که در اون روز با رشته های دیگه  داشتن نتونستن با ما به اردو تشریف بیارن و جاشون واقعآ خالی بود.