تقدیم به تو که زنده تر از مایی
خداحافظ!
دیگر برای تو که زنده تر از مایی
برای آدم هایی که از جنس دیوارهای سنگی هستند
حرفی ندارم
نمی خواهم آزارشان بدهم
بگذار تا به آن چه که خو گرفته اند زندگی کنند
برای آنها چه فرقی میکند
که از این سرمای ناروای زمستان نگاه ها
دلی بلرزد
یا که
مورچه ای از تنهایی به خود بپیچد! . . .
همان بهتر نباشی و دق نکنی
برای آنهایی که بسیار بسیار تر خوش بخت ترند
برو . . .
برو که در این دو وجب خاک خدا
جایی برای تو نیست که باشی !
امروز یکی از دوستام که سرطان داشت فوت کرد.
همسایمون بود که از این دنیا رفت.
مرد با معرفتی بود به من می گفت آقای دکتر آخه همیشه فشارخونشو من می گرفتم.
خیلی وقتا با من درد دل می کرد. همیشه دوسش داشتم.
همیشه لبخند تو چهرش بود اما درونش غصه بود .
مرد با احساسی بود خیلی هم با تجربه بود.
از اون بزن بهادرهای زمان قدیم بود و از همین بابت هم همیشه ناراحت بود.
می گفت اشتباه کرده همیشه احساس ندامت می کرد.
این روزهای آخری خودش می دونست داره میره.
خیلی خوبه که آدم بفهمه داره می ره.
دو شب قبل خودش خواب دیده بود:
به خدا دروغ نیست خودش می گفت
می گفت خواب دیدم یه مرد خوش هیکلی اومده یه شال سبزم داشته گفته من حضرت ابوالفضل عباس هستم
اون مرد گفته بسه دیگه کافیه تو زجرتو دیدی می خوام بیام دنبالت ببرمت.
وقتی می گفت اشک تو چشماش حلقه زده بود برام جالب بود باورش برام سخت بود اما الان فهمیدم که راست می گفته.
درسته که سیگار می کشید اما هیچوقت هیچ کسیو به این کار دعوت نکرد و جلوی کسی سیگار نمی کشید.
این آخرا هم که دکتر گفته بود سیگار برات ضرر داره خانمش برای اینکه زیاد نکشه سهمیه بندی کرده بود اما جالبه بدونید روز قبل از اینکه بمیره بهش ۴ نخ سیگار میده اما وقتی می میره همون ۴ نخ سیگار تو جیبش بوده.