و بعد از یک سال و دوماه دوباره امدم و شاید دلیل بودنم نبود کسی بود که از روزهای بودنش

 دوسال می گذرد.

 

 

 و دوباره..

وبعد از رفتنت باران چه معصومانه بارید

وبعد از رفتنت تک برگ قلب دریایی ترک برداشت

وبعداز رفتنت گنجشککی که در کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت

تمام بالهایش غرق غربت شد

وبعد از رفتنت انگار کسی حس کرد

و بعد از رفتنت...

 ودوباره فردا دومین سالگرد اغاز نبودنش است..

چه سخت است از نبودن کسی نوشتن..

زبان عاجز می شود و ناگزیریم لب فرو بندیم..

یاد و خاطره هم کلاسی عزیز

بهزاد اخروی

همواره جاوید..