9 دی روز بصیرت

اهميت بصيرت در سنت الهي چنان است كه خداوند در قرآن به پيامبر ميفرمايد: « قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِيرَهٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي ...»1 بگو طريقه من و پيروانم همين است كه خلق را به خدا با بصيرت دعوت كنيم ...
در ادامه اين آيه كفار سرزنش شدهاند كه چرا در سرنوشت پيشينيان كه به هلاكت رسيدهاند، نمينگرند و عبرت نميگيرند؟ از مفاد اين آيات استفاده ميشود؛ بصيرت، نگاه عميق و تاملبرانگيز به حوادث و وقايع تاريخي، اجتماعي و مسائل و امور پيرامون محيط زندگي است كه موجب ميشود انسان در آنها انديشه كند و عبرت بگيرد و با استفاده از عبرتها و درسهاي زندگي، مسير حركت سياسي، اجتماعي خود را بهصورت صحيح انتخاب كند.
دقيقا در همين راستاست كه اميرالمومنين علي عليهالسلام در روايتي ميفرمايند: «با بصيرت كسي است كه بشنود و بينديشد، نگاه كند و ببيند، از عبرتها بهره گيرد، آنگاه راههاي روشني را بپيمايد و به اين ترتيب از افتادن در پرتگاهها دوري ميكند.»2 پ
س بهترين ثمره بهرهمندي از بصيرت اين است كه صاحب بصيرت به بيراهه نميرود و منحرف نميشود و نميلغزد.
البته بديهي است كه مراد از نگاه كردن، ديدن با چشم سر نيست كه در اين مسير به تعبير اميرالمومنين: «هرگاه ديده بصيرت كور باشد، آنگاه چشم سودي ندارد.»3
در حقيقت بصيرت، قدرت بينايي دل و جان است كه در روح پاك و مهذب مستقر ميشود و هرچه تهذيب و معنويت، عبادت و بندگي و شايستگيهاي اخلاقي و دنياگريزي مومني افزايش يابد، نور بصيرت به مراتب روشنيبخشتر ميگردد و چراغ راه هدايت انسان ميشود.
به همين خاطر است كه امام سجاد عليهالسلام در صحيفه سجاديه ميفرمايد: «خدايا نوري به من عطا كن كه... به سبب آن، در زمان مواجهه با شك و شبهه، روشني طلبم.»4
اگر چنين نوري پيشاپيش حركت انسان در حركت باشد، ديگر در مواجهه با شبهات متحير نميماند. قوه تشخيص حق از باطل همواره او را ياري ميكند و نهتنها بنبستي در پيشرو نخواهد بود؛ بلكه برونرفت از چنين مشكلاتي به تعبير قرآن كريم براي اهل تقوا تضمين شده است، زيرا فرموده است: «من يتقالله يجعل له مخرجا»5 كسي كه از ترس خدا پرهيزگاري از گناه كند، خداوند براي او راه بيرون شدن (از بلا و گرفتاري) را بر او ميگشايد.
اميرالمومنين عليهالسلام در جريان جنگ صفين، دشمنشناسي، آگاهي و معرفت لازم در معارف ديني و اجتماعي، پيروي محض از رهبري و بردباري در برابر مشكلات و پرهيز از شتابزدگي را از صفات اهل بصيرت و صبر ميدانند و خطاب به لشكر خود ميفرمايند: «الا ولايحمل هذا العلم الا اهل البصر والصبر و العلم بمواضع الحق، فامحتوا لماتؤمرون به وقفوا عندما تنهون عنه ولاتعجلوا في امر حتي تتبينوا...»6
در اين جبهه كسي نميتواند حامل لواي حق باشد، مگر اينكه اهل بصيرت و صبر باشد و براي اينكه چنين باشيد، آنچه را فرمان داده ميشويد، اجرا كنيد و از آنچه نهي ميگرديد، خودداري كنيد و در هيچ كاري تعجيل نكنيد بلكه تامل و بررسي كنيد تا نسبت به آن آگاه شويد.
باوجود توصيههاي اميرالمومنين، مسلمانان سطحينگر و سادهانديش بر مدار حركت امام خويش حركت نكردند و به خاطر اين تسامح ضربههاي سهمگيني بر پيكره جهان اسلام وارد شد كه يكي از ثمرات آن تحميل حاكميت ستمگرانه بنياميه در بيش از يك قرن بر امت اسلامي بود، بنياميه كه بيش از هركسي نسبت به اسلام و پيامبر خدا كينهتوزي داشت و از دشمنان ديرينه اهلبيت محسوب ميشد، هشدارهاي اميرالمومنين در آن زمان جدي گرفته نشد و جمع زيادي از لشكريان امام عليهالسلام در برابر آن حضرت صفآرايي كردند و به زعم خود، امام را مرتد تلقي كردند و فاجعه ديگري را در نهروان رقم زدند.
هشدارهايي كه شايد آن را در فتنه 88 رهبر انقلاب اسلامي با درايت مطرح كردند؛ «من دارم ميبينم تجهيز را، ميبينم صفآراييها را، ميبينم دهانهاي با حقد و غضب گشوده شده و دندانهاي با غيظ به هم فشرده شده عليه انقلاب و عليه امام و عليه همه اين آرمانها را ...»7
اما ملت ايران با اين هشدارها به مانند مخاطبان اميرالمومنين برخورد نكرد و اين بار بصيرت ملتي كه در مكتب اهل بيت معرفت يافته و اسطوره مقاومت و جهاد و شهادت گرديده، موجب شد حدود چهار ماه بعد حماسه نهم دي آفريده شود و اين روز پرافتخار به نام بصيرت نامگذاري شود.
پينوشتها:
1. يوسف، 108
2. محمدي ريشهري، محمد، ميزانالحكمه ج 2 ص 305
3. همان
4. صحيفه سجاديه دعاي 22
5. طلاق 2
6. سيد رضي، نهجالبلاغه، خطبه 173
7. سخنراني 14/6/88
محمدرضا ابوئي مهريزي - استاد دانشگاه